۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

در حکومت پارلمانی پادشاهی چه چیزی ضامن آزادی است؟

سلطنت طلبها قدیم (که جدیدا رنگ عوض کردن و شدن طرفدار حکومت پارلمانی پادشاهی و رای مردم) با توصل به چند نمونه حکومت پارلمانی پادشاهی استدلال میکنند و نتیجه میگیرند که حکومت پارلمانی پادشاهی میتواند ایران را به آزادی برساند.
اما سوال اساسی اینجاست که در حکومت پارلمانی پادشاهی کدام بخش ضامن آزادی است؟ پاسخ به این سوال ساده است و به راحتی میتوان به آن پاسخ داد: با حذف پارلمان از این نوع حکومت به حکومت پادشاهی میرسیم که بدون شک نقطه مخالف آزادی است(البته نه برای اسپرم پرستها). اما اگر بخش پادشاهی حذف شود، هیچ لطمه ای به دموکراسی و آزادی زده نمیشود همانطور که مصداق های زیادی از کشورهای آزاد با این نوع حکومت وجود دارد.
اما چرا برخی از کشورهای آزاد حاضر شدند تا ننگ وجود یک خاندان پادشاهی(هرچند بدون قدرت و تشریفاتی) را که مطمئنا با اصل برابری تمام انسانها متناقض است را قبول کنند؟
واقعیت اینست که در این کشورها پادشاهان زمان با درک بموقع شرایط زمان و اتمام تاریخ مصرف شاه و پادشاه، خود حاضر به کناره گیری از قدرت شدند و حکومت را به مردم سپردند. ادامه حیات خاندان پادشاهی البته بصورت تشریفاتی،  هدیه ای بود در قبال انتقال قدرت بدون خونریزی به مردم، از مردم گرفتند.
اما متاسفانه ایران از داشتن چنین پادشاه باشعوری بی بهره بود و حاضر نشد آزادی را به مردم هدیه کند و نه تنها بسیاری از آزادیخواهان واقعی ایران به کشتن داد، بلکه عاملی شد تا مردم به وعده های خمینی جنایتکار دل ببندند و گرفتار حکومتی به مراتب دیکتاتورتر شوند.  
حال عده سلطنت طلب عقب مانده ژست آزادیخواهی گرفته اند و با استدالهای کشکی سعی در قالب کردن رضا پهلوی به عنوان "سر خر" بعد از خامنه ای دارند، کسی که حتی توانایی ندارد مفهوم آزادی را درک کند و فقط به دنبال پادشاهی از دست رفته  خود است و همچون لاشخور منتظر مغزهای پوسیده و مرده است  تا با سفسطه، تفکر اسپرم پرستی را القا کند.
مطمئنم اگر پیشنهاد حکومت پادشاهی-ولایی هم به او میشد با جان و دل میپذیرفت. 

۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه

چرا شاهزاده رضا پهلوی را دوست دارم!(قسمت دوم)

بنده به عنوان یک ایرانی سبز آفریقایی الاصل سکولار جمهوری خواه دموکرات ولایت مدار مجاهد سرخ پوست آمریکایی که اصلا سلطنت طلب نیستم تاکید میکنم سلطنت طلب نیستم لازم میدانم دلایل خودم را برای دوستداری و ارادت به ایشان بیان کنم، باشد که  مورد قبول همایونی واقع شود.
متاسفانه عده ای بدخواه مغرض، شبهاتی را در مورد اسپرم همایونی و افسانه کودتای 28 مرداد و اینکه رضا شاه بزرگ دست نشانده انگلیسها بوده مطرح میکنند و تنها دلیل آنها اینست که میگویند اگر ایشان مستقل بوده پس چرا به جزیره موریس تبعید شده.
ایشان بارها با متانت و لبخندی ملیح و نگاه "پادشاه اندر رعیت" (بخوانید عاقل اندر سفیه) پاسخ خود به این سوالات تفرقه انگیز را" سکوت الهام بخش وحدت" دانسته اند.
با اینکه ایشان پاسخهای دندان شکنی به این سوالات دارند لیکن چون میدانند در صورت انتشار عمومی این دلایل متغن طرفداران دیگر گروههای مبارز با ج.ا (هر چند تعدادشان بسیار کم است) به جمع طرفدارن حکومت پادشاهی میپوندند و ممکن است بدخواهان ایشان را متهم به قاپ زدن طرفدارشان کنند.
اما بنده به عنوان یکی از دوستداران ایشان لازم دیدم تا این دلایل منتشر نشده را بیان کنم باشد که رستگار شوید.
رضا شاه بزرگ هرگز تبعید نشده اند بلکه ایشان به میل خود به جزیره موریس رفتند. حال سوال اینست چرا: پاسخ این سوال را خود شاهزاده با درایت همایونی کشف کرده اند و نظریه جدیدی را بنا نهادند که تمام شبهات موجود را پاسخ میدهد.
نظریه همایونی به این صورت است: تا امروز تصور میشد تنها دو نوع اسپرم وجود دارد. نوع اول اسپرم همایونی  و نوع دوم اسپرم معمولی، اما شاهزاده طی تحقیقات زیاد متوجه شدند که یک نوع میانی از اسپرم هم وجود دارد و آن "اسپرم عبور موقت" است.
بدین صورت که این اسپرم فقط برای چند سال مجوز همایونی را دارد نه تا پایان عمر و درست به همین دلیل، چون مجوز همایونی رضا شاه  به پایان رسیده بود از خجالت به جزیره موریس رفتند.
طبق این نظریه تمامی شبهات موجود پاسخ داده میشود و کسانی که فکر میکردند با تغیر پادشاهی  نظریه اسپرم همایونی زیر سوال میرود پاسخ خود را دریافت میکنند.
ممکن است برخی از دوستداران شاهزاده نگران شوند که نکنه اسپرم ایشان هم عبورموقت بوده. باید عرض کنم طبق آزمایشات پیچیده انجام شده توسط خود ایشان مشخص شده، اسپرم ایشان نه تنها عبور موقت نیست بلکه همایونی پلاک سیاسی بوده با مجوز دائم طرح ترافیک و زوج و فرد پس اصلا نگران نباشید.
ایشان پس از ارائه این نظریه همایونی توسط فیزیک الدوله (یکی از چاکران ایشان) ترغیب شدند تا این نظریه را دنیای فیزیک تعمیم دهند و مشکلات این علم را حل کنند، ایشان هم با مناعت طبع همایونی این موضوع را پذیرفتند و نظریاتی مانند نسبیت، کوانتم و بیگ بنگ را اصلاح نمودند و بهمین دلیل کرسی اینشتین است را به ایشان پیشنهاد دادند اما ایشان فرمودند جایگاه من بالاتر از جایگاه یک رعیت است. که البته حق با ایشان است، حضرت همایونی کجا و این رعیت(اینشتین) کجا.
مطمئنم بدخواهان ایشان شروع میکنند به فرافکنی که چرا این دستاوردهای ایشان هنوز در محافل علمی مطرح نشده است؟
در پاسخ باید بگویم با توجه به ماهیت اسپرمی نظریات ایشان حداقل نه(9) ماه طول میکشه تا نتایج منتشر شود.
امیدوارم توانسته باشم گوشه ای از کرامات ایشان را بیان کنم، باشد که به تفاوت اسپرمها ایمان بیاورید.