۱۳۹۰ مرداد ۹, یکشنبه

چرا شاهزاده رضا پهلوی را دوست دارم؟ قسمت اول

بنده به عنوان یک ایرانی سبز آفریقایی الاصل سکولار جمهوری خواه دموکرات ولایت مدار مجاهد سرخ پوست آمریکایی که اصلا سلطنت طلب نیستم تاکید میکنم سلطنت طلب نیستم تازه اگه هم باشم طرفدار پادشاهی سارا شاهی هستم(جون مادرم راس میگم) باید عرض کنم که ایشان به طرز بسیار جوانمردانه ای از جنبش سبز حمایت کردند در حالی که حتما اطلاع دارید اگر ایشان از این جنبش حمایت نمیکردند الان معلوم نبود چه بر سر جنبش می آمد. به هر حال ایشان با این حمایت خفن همه را مرام کش کردند و حتی این حمایت جانانه باعث شد متاسفانه(این جمله را با بغض مینویسم) چند شب خواب به چشم همایونی نیاید و مرتبا به چگونگی سخنرانی خود فکر کنند که ای کاش چاکران و نوکران ایشان (که حداقل در دنیای مجازی زیادند مرده بودند و رنج ایشان را نمی دیدند). در اینجا لازم میدانم گوشه ای از جوانمردی ایشان را بازگو کنم.
بعد از اینکه ایشان به آمریکا نزول اجلال فرمودند، در آمریکا با استقبال شدید مردم مواجه شدند. حتما میدانید در آمریکا اسپرم همایونی پیدا نمیشود، همش از این اسپرم الکیاس(همونایی که رعیت تولید میکنه)، خلاصه مردم آمریکا با گریه و زجه مویه اومدن خدمت همایونی، جمعیتی بود عظیم، اولش همشون یهو با هم حمله کردن به سمت همایونی میخواستن بیا جلو دست و پای همایونی را ماچ کنند، خلاصه کنم، بساطی بود گیس و گیس کشی، بی فرهنگها نکردن دوتا نماینده انتخاب کنن بفرستن، البته تقصیر خودشون نیست اونا که مثل ما تاریخ 2500 ساله شاهنشاهی ندارن که بفهمن دموکراسی یعنی چی، بماند حضرت همایونی بالاخره اصول دموکراسی را طی یک سخنرانی غرا بیان کردند و جماعت که تحت تاثیر قرار گرفته بود دو تا نماینده انتخاب کردند.
نماینده ها پس از دست بوسی با گردن کج و حالی زار مثل الاغی که تو گل گیر کرده شروع کردن به بیان مشکلاتشون، از وضعیت اقتصادی بگیر تا نداشتن آقا بالاسر و نبود دموکراسی و آزادی در آخر هم گفتند تمام مشکلات ما از اونجا ناشی میشه که یک خاندان سلطنتی تشریفاتی نداریم، "جون مادرت" بیا شاه آمریکا شو که ایشان با توجه به مناعت طبع و عرق به ایران حاضر به پذیرش نبودند.
 در ابتدا برای اینکه مردم آمریکا را دست به سر کنن فرمودند اینطوری که نمیشود باید با رای مردم باشد حتی ابتدا باید رفراندم برگزار شود و نوع حکومت عوض شود. اما این آمریکاییهای زیگیل دست بردار نبودند و گفتند همین فردا رفراندوم میذاریم. حضرت همایونی وقتی دیدند که اینها دست بردار نیستند و در صورت برگزاری رفراندوم حتما پادشاه آمریکا میشوند(و این یعنی خیانت به ایران) طاقت نیاورده به حالت دمر دراز کشیدند و در حالی که دستها و پاهای مبارک را بصورت ضربدری به زمین میکوفتند و بالا میبردند با فریادی شیر افکن فرمودند: مامان من سلطنت خودمو میخوام ،مامان، من سلطنت خودمو میخوام هههن ههن هن --- و اشک از چشمان همایونی جاری شد(ای کاش نوکران و جانثاران ایشان میمردند و اشک ایشان را نمیدیدند).
 این کرامت تازه مربوط میشود به نوجوانی ایشان. با توجه به زیاد بودن کرامات ایشان من سعی میکنم کم کم آنها را برای شما بیان کنم باشد که مورد قبول همایونی واقع شود. 

۱۳۹۰ تیر ۲۲, چهارشنبه

من فرض میکنم تمام ایرادات مجاهدین خلق دروغ بوده

متاسفانه در تمامی لینکهایی که ضد مجاهدین خلق داده میشود. مجاهدین ادعا میکنند که این کار وزارت اطلاعات ایرانه یا لینک گذار را متهم به ایجاد اختلاف بین اوپوزوسیون میکنند.
من تصمیم گرفتم بدون تعصب دلایل مجاهدین خلق را بشنوم و کاری به گذشته اونا نداشته باشم. لطفا استدلال خود را در پذیرش چنین تفکری بیان کنید. قول میدهم اگر بتوانید دلایل قانع کننده بیاورید که تفکر شما با آزادی و دموکراسی در تضاد نیست من هم یک مجاهد میشوم(شاید واقعا من و امثال من در اشتباه بودیم و درک درستی از م.خلق نداشتیم). این گوی و این میدان.
برای شروع به این سوال من جواب دهید. از نظر من هر گروه یا تفکری که بی چون و چرا از یک رهبر پیروی میکند (جدا از اینکه رهبر چه کسی باشد) نمیتواند مدافع آزادی و دموکراسی باشد. آیا این موضوع را قبول دارید و آیا این موضوع در مورد شما صادق است؟

۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه

چرا مباحث اعتقادی معمولا به نتیجه نمیرسد؟

از نظر من موضوع تفکر و چگونگی ارتقا سطح تفکر یکی از مهمترین نیازهای جامعه امروز ماست. مطمئنا یکی از بهترین راههای رسیدن به این هدف تضارب آرا و شرکت در مباحث است.
اما متاسفانه بنظر من بنابر روش تربیتی رایج در ایران معاصر( که بیشتر از اسلام سرچشمه گرفته است) جلوی تقکر به شدت گرفته شده است و نسل امروز بیشتر با سفسطه و روشهای عوام پسند(عوام فریب) ارضا میشود تا استدلال و دلایل منطقی که این موضوع نشان از ضعف قدرت ادراک جامعه امروز دارد. در زیر نظرات خودم را در مورد شرایط یک بحث سالم آورده ام.
1- پرهیز از تعصب: مهمترین و ابتدایی ترین شرط در یک بحث سالم اینست که دو طرف تفکر خود را مطلقا درست نداند و گرنه به عمد یا سهو برای توجیه افکار خود به سفسطه و فریب روی می آورند و دلایل منطقی را قبول نمیکنند.(بیشتر ما معمولا  این شرط اساسی را رعایت نمیکنیم )
2- کنار گذاشتن ترس و طمع: به نظر من این دو(ترس و طمع) در واقع بزرگترین اسلحه اکثر کلاهبرداران در طول تاریخ بوده، هست و خواهد بود. چه بسا افرادی که به طمع رسیدن به منافع بزرگ یا ترسهای بی مورد نتوانستند واقعیات بسیار روشن و مسلم را ببینند و در دام کلاهبرداران گرفتار شده اند.
این دو(ترس و طمع) به شکل عالی در ادیان برای فریب افکار عمومی استفاده شده است. ادیان با ترساندن مردم از جهنم و عذاب تفکر انسان را مسدود میکنند و با برانگیختن حس طمع انسان و وعده بهشت او را وادار به اطاعت از دستورات خود میکنند.
بنابراین کسی که نتواند ترس و طمع را از خود دور کند(بیشتر افراد مذهبی گرفتار این مورد هستند) نمیتواند واقعیت را درک کند و در یک کلام در برابر فهمیدن مقاومت میکند.
3- هر دو طرف باید روشهای سفسطه را بشناسند تا بتوانند با آن مقابله کنند. یکی از متداول ترین و موثرترین روشهای سفسطه استفاده از مصداق و مثال به عنوان برهان و استدلال است. روش دیگر اثبات اشتباه گروههای مخالف به عنوان اثبات حقانیت خود(برای نمونه پست قبلی را بخوانید). البته روشهای دیگری هم هست که فعلا به آنها نمی پردازم.
4- و آخرین نکته که بنظرم میرسد اینست که به مخالف به چشم دشمن نگاه نکنید. حتی اگر واقعا فکر میکنید طرف شما تفکر بسیار اشتباه و خطرناکی دارد(از نظر من بسیجی و مجاهد چنین تفکر خطرناکی دارند). پس باید سعی کنید با دلایل منطقی او را نجات دهید نه اینکه با ضایع کردن و فحاشی او را در تفکر خود مصمم تر کنید. در یک کلام با نیت خیر وارد بحث شوید بماند که خود من هم تا بحال زیاد این مورد را رعایت نکرده ام. 

۱۳۹۰ تیر ۱۶, پنجشنبه

دلایل ج.ا، مجاهدین خلق و سلطنت طلبها برای اثبات خود!!!

امان از سفسطه که از هیچی، همه چیز میسازه.
دلیل حقانیت ج.ا: ما یک نظام دیکتاتوری شاهنشاهی رو سرنگون کردیم و با سازمان تروریستی و ضد آزادی مجاهدین خلق مبارزه میکنیم.
دلیل حقانیت م.خلق: ما به صورت سازمان یافته با دیکتاتوری مذهبی ج.ا و اصل ولایت فقیه مبارزه میکنیم.
حقانیت سلطنت طلبها هم بر اساس ضدیت با ج.ا شکل گرفته است.
جملات بالا احتمالا به عنوان جمله درست است اما هیچ کدام نمی تواند دلیل بر حقانیت گروهی باشد. متاسفانه م.خلق با همین سفسطه خطرناک (چون صدام مخالف ج.ا است پس باید به او کمک کنیم) لکه ننگی نه تنها بر پیشانی خود که بر تاریخ ایران برجا گذاشتند و ایرانی را وادار کردند تا ایرانی را بکشد.
متاسفانه این سفسطه امروز هم در حال تکرار شدن است و گروههای تروریستی و ضد آزادی تنها به این دلیل که با ج.ا مخالفند خود را طرفدار آزادی جا میزنند و سعی در القا افکار پوسیده خود دارند.
اگر ادعای آزادیخواهی دارید با دلایل محکم، درستی افکار و مرام خود را اثبات کنید نه اینکه با سفسطه، پیروی بدون فکر از مسعود رجوی و خ.ر و شاه را به عنوان آزادی تبلیغ کنید.